شعر۱۴۳۹

شعر۱۴۳۹-گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمائی

گفتم منم غریبی از شهر آشنائی

گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری

گفتم بر آستانت دارم سر گدائی

گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی

گفتم که خوش نوائی از باغ بینوائی

گفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی

گفتم بمی پرستی جستم ز خود رهائی

گفتا جویی نیرزی گر زهد و توبه ورزی

گفتم که توبه کردم از زهد و پارسائی

گفتا بدلربائی ما را چگونه دیدی

گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربائی

گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم

گفتم به از ترنجی لیکن بدست نائی

گفتا چرا چو ذره با مهر عشق بازی

گفتم از آنکه هستم سرگشته‌ئی هوائی

گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند

گفتم حدیث مستان سری بود خدائی

شعر1439

شعر۱۴۳۹

 بهترین و زیباترین اشعار و قطعات فارسی

زیباترین اشعار از دیگر شاعران

زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها

By | ۱۳۹۶-۱۱-۷ ۲۳:۲۱:۵۹ +۰۳:۳۰ بهمن ۷ام, ۱۳۹۶|خواجوی کرمانی, شاعران بزرگ|بدون ديدگاه

About the Author:

زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترين نوشته، دل نوشته، ارزشمندترين سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها،

ثبت ديدگاه