شعر۱۲۳۲

شعر۱۲۳۲-صید بیابان عشق چون بخورد تیر او

سر نتواند کشید پای ز زنجیر او

گو به سنانم بدوز یا به خدنگم بزن

گر به شکار آمدست دولت نخجیر او

گفتم از آسیب عشق روی به عالم نهم

عرصه عالم گرفت حسن جهان گیر او

با همه تدبیر خویش ما سپر انداختیم

روی به دیوار صبر چشم به تقدیر او

چاره مغلوب نیست جز سپر انداختن

چون نتواند که سر درکشد از تیر او

کشته معشوق را درد نباشد که خلق

زنده به جانند و ما زنده به تأثیر او

او به فغان آمدست زین همه تعجیل ما

ای عجب و ما به جان زین همه تأخیر او

در همه گیتی نگاه کردم و بازآمدم

صورت کس خوب نیست پیش تصاویر او

سعدی شیرین زبان این همه شور از کجا

شاهد ما آیتیست وین همه تفسیر او

آتشی از سوز عشق در دل داوود بود

تا به فلک می‌رسد بانگ مزامیر او

شعر1232

شعر۱۲۳۲

 بهترین و زیباترین اشعار و قطعات فارسی

زیباترین اشعار از دیگر شاعران

زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها

By | ۱۳۹۶-۱۰-۲۸ ۱۳:۰۰:۳۱ +۰۳:۳۰ دی ۲۸ام, ۱۳۹۶|سعدی, شاعران بزرگ, غزلیات|بدون ديدگاه

About the Author:

زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترين نوشته، دل نوشته، ارزشمندترين سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها،

ثبت ديدگاه