شعر۸۵۶

شعر۸۵۶-چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟

اگر با من خوشستی غمگسارم

به آب دیده دست از خود بشویم

کنون کز دست بیرون شد نگارم

نگارا، بر تو نگزینم کسی را

تویی از جمله خوبان اختیارم

مرا جانی، که می‌دارم تو را دوست

عجب نبود که جان را دوست دارم

مرا تا کار با زلف تو باشد

پریشان‌تر ز زلف توست کارم

مرا کرامگه زلف تو باشد

ببین چون باشد آرام و قرارم؟

به بوی آنکه دامان تو گیرم

نشسته بر سر ره چون غبارم

در آویزم به دامان تو یک شب

مگر روزی سر از جیبت برآرم

عراقی، دامن او گیر و خوش باش

که من با تو درین اندیشه یارم

شعر856

شعر۸۵۶

 بهترین و زیباترین اشعار و قطعات فارسی

زیباترین اشعار از دیگر شاعران

زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها

By | ۱۳۹۶-۹-۲۴ ۱۶:۲۵:۱۳ +۰۳:۳۰ آذر ۲۴ام, ۱۳۹۶|شاعران بزرگ, عراقی|بدون ديدگاه

About the Author:

زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترين نوشته، دل نوشته، ارزشمندترين سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها،

ثبت ديدگاه