شعر۶۰۴-جان جز خیال رویت نقشی دگر نبندد

دل جز بعزم کویت رخت سفر نبندد

بوی تو تا نیاید جان ننگرد گلی را

روی تو تا نبیند بر بت نظر نبندد

مهر تو تا نتابد یک جان ز جا نخیزد

گر خدمتت نباشد یک دل کمر نبندد

ز آن روح کایزد پاک در جسم تو نهان کرد

چشم قضا نبیند دست قدر نه نبندد

در گلشن حقایق یک گل چو تو نروید

در روضهٔ خلایق چون تو ثمر نه بندد

ننمائی از رخانرا نگشائی ار لبانرا

از خار گل نروید در نی شکر نبندد

آنکسکه دید رویت می‌خورد از سبویت

غیر تو در ضمیرش صورت دگر نه بندد

رو از تو بر نتابم تا کام خود بیابم

دانم یقین خداوند بر بنده در نبندد

سودای شعر گفتن از تست در سر فیض

آنرا که درد سر نیست چیزی بسر نبندد

شعر604

شعر۶۰۴

 بهترین و زیباترین اشعار و قطعات فارسی

زیباترین اشعار از دیگر شاعران

زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها