شانس۱۵۰

شانس۱۵۰

شانس۱۵۰-کارو

گفتم که بیا کنون که من مستم، مست

ای دختر شوریده دلِ مست پرست

گفتا که تو باده خوردی و مست شدی

من مست باده می‌خواهم، پست

یک شاخهٔ خشک، زار و غمناک شکست

آهسته فرو فتاد و بر خاک نشست

آن شاخهٔ خشک، عشق من بود که مرد

وان خاک، دلم… که طرفی از عشق نبست

جز مسخره نیست، عشق تا بوده و هست

با مسخرگی، جهانی انداخته دست

ای کاش که در دل طبیعت می‌مرد

این طفل حرامزاده، از روز الست

صد بار شدم عاشق و مردم صد بار

تابوت خودم به گور بردم صد بار

من غره از اینکه صد نفر گول زدم

دل غافل از آنکه‌گول خوردم صد بار

افسوس که گشت زیر و رو خانهٔ من

مرگ آمد و پر گشود در لانهٔ من

من مردم و زنده هست افسانهٔ عشق

تا زنده نگاه دارد افسانهٔ من

افسانهٔ من تو بودی ای افسانه

جان از کف من ربودی، ای افسانه

صد بار شکار رفتم دل خونین

نشناختمت چه هستی ای افسانه

شانس150

شانس۱۵۰

   بهترین و زیباترین اشعار و قطعات فارسی

زیباترین اشعار از دیگر شاعران

زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها،

By | ۱۳۹۶-۹-۳ ۱۸:۲۵:۳۰ +۰۳:۳۰ آذر ۳ام, ۱۳۹۶|شعر شانس روز|بدون ديدگاه

About the Author:

زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترين نوشته، دل نوشته، ارزشمندترين سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها،

ثبت ديدگاه